سرهنگی: حکمرانی شرکتی مؤثر باید از ساختارهای روی کاغذ به خلق ارزش منجر شود
رحیم سرهنگی، عضو هیات علمی دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران، در اجلاس سالیانه گروه سرمایهگذاری صندوق بازنشستگی کشوری (هلدینگ صباانرژی)، با اشاره به تغییر نگاه مدیریتی در این مجموعه، این رویکرد را زمینهساز آغاز یک حرکت تازه دانست و بیان کرد: تغییر نگاه به معنای تحول است و این اتفاق میتواند شروع یک حرکت جدید و یک استراتژی مناسب در مسیر توسعه هلدینگ باشد.
وی با بیان اینکه مباحث مطرحشده در این نشست حاصل ترکیبی از تجربه مدیریتی و مطالعات حوزه حکمرانی شرکتی است، افزود: هدف از طرح این مباحث صرفاً ارائه مطالب جدید نیست، بلکه ایجاد فرصتی برای «بازاندیشی» و ارزیابی عملکرد خود، شرکت و هلدینگ از بیرون فضای روزمره کار است؛ چراکه بخش مهمی از یادگیری در سازمان از مسیر تجربه و بازتاب و تحلیل دوباره تجربیات عملی شکل میگیرد.
سرهنگی با تفکیک میان «داشتن ساختار حکمرانی شرکتی» و «اثربخشی حکمرانی شرکتی» تصریح کرد: ممکن است یک شرکت از هیأتمدیره، حسابرس، بازرس، کمیته حسابرسی، کمیته ریسک و آییننامههای متعدد برخوردار باشد، اما همچنان کیفیت تصمیمات آن پایین باشد. بنابراین باید میان وجود ساختار و مؤثر بودن آن تمایز قائل شد.
وی ادامه داد: قانون تجارت، چارچوب و ظرف حکمرانی شرکتی را مشخص میکند، اما اینکه این ساختار در نهایت به تصمیمات باکیفیت، اجرای درست استراتژی، عملکرد بهتر و خلق ارزش منجر شود، مسیری است که باید در داخل سازمان طی شود.
عضو هیأت علمی دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران برای تشریح این موضوع، از مفهوم «امآرآی سازمان» استفاده کرد و گفت: برای شناخت حکمرانی واقعی یک سازمان باید فراتر از پوسته آن رفت و دید در زیر پوست سازمان چه اتفاقی در حال رخ دادن است. به گفته سرهنگی، پنج پرسش کلیدی میتواند تصویری واقعی از وضعیت حکمرانی در یک شرکت ارائه کند: چه کسی تصمیم میگیرد، بر اساس چه اطلاعاتی تصمیم میگیرد، با چه اختیاری تصمیم میگیرد، در برابر چه کسی پاسخگوست و نتیجه تصمیم چگونه سنجیده میشود.
سرهنگی با تأکید بر اهمیت استقلال اعضای هیأتمدیره، گفت: استقلال رأی به معنای مخالفت دائمی با مدیرعامل نیست؛ بلکه به این معناست که عضو هیأتمدیره بتواند در جایی که با تصمیمی مخالف است، نظر خود را بهصورت شفاف بیان کند.
وی افزود: استقلال بدون همجهتی میتواند به اصطکاک دائمی در هیأتمدیره منجر شود و همجهتی بدون استقلال نیز هیأتمدیره را به «ماشین امضا» تبدیل میکند. بنابراین آنچه اهمیت دارد، ایجاد تعادل میان استقلال رأی و همجهتی با استراتژی سازمان است.
این استاد دانشگاه همچنین «شایستگی» و «میزان درگیری و مشارکت» اعضای هیأتمدیره را از دیگر عوامل تعیینکننده اثربخشی دانست و بیان کرد: ممکن است فردی بسیار توانمند و صاحبرزومه باشد، اما اگر در جلسات و فرآیند تصمیمگیری مشارکت نداشته باشد، اثربخشی او در هیأتمدیره کاهش مییابد.
سرهنگی با ارائه مدلی برای اثربخشی هیأتمدیره گفت: اثربخشی هیأتمدیره حاصل ترکیب و در واقع ضرب چهار مؤلفه استقلال، همجهتی، شایستگی و درگیری و مشارکت است و اگر هر یک از این مؤلفهها به صفر نزدیک شود، اثربخشی کلی نیز بهشدت کاهش پیدا میکند.
وی با تأکید بر اهمیت پروفایل و ترکیب هیأتمدیره اظهار کرد: صرفاً قرار گرفتن چند فرد توانمند و صاحبنام در کنار یکدیگر تضمینکننده عملکرد مطلوب نیست؛ بلکه باید دید آیا شایستگیهای اعضا یکدیگر را پوشش میدهد و آیا ترکیب ایجادشده برای نیازهای همان شرکت مناسب است یا خیر.
سرهنگی افزود: همه اعضای هیأتمدیره باید حداقل شناخت لازم از قوانین، صنعت و صورتهای مالی داشته باشند، اما هر عضو میتواند در یک حوزه مشخص دارای عمق تخصصی باشد تا مجموع این تخصصها به تصمیمگیری باکیفیتتر منجر شود.
وی همچنین «عضو پررزومه و کموقت» را یکی از چالشهای حکمرانی شرکتی دانست و گفت: عضوی که در چندین مجموعه مسئولیت دارد اما زمان و درگیری کافی برای مطالعه گزارشها و مشارکت در تصمیمات یک شرکت ندارد، نمیتواند اثربخشی مورد انتظار را در هیأتمدیره ایجاد کند.
عضو هیأت علمی دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران با اشاره به ضرورت تناسب میان اختیار و مسئولیت، تأکید کرد: نمیتوان فردی را در جایگاهی قرار داد که پاسخگوی عملکرد است، اما اختیار تصمیمگیری در اختیار شخص یا ساختار دیگری باشد. پاسخگویی بدون اختیار، یکی از خطاهای مهم در طراحی حکمرانی است و میتواند در ادامه برای مدیران و اعضای هیأتمدیره تبعات ایجاد کند. وی همچنین بر اهمیت ثبت و انعکاس نظر مخالف اعضای هیأتمدیره تأکید کرد و آن را بخشی از شفافیت و استقلال رأی دانست.
سرهنگی در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع تعارض منافع پرداخت و گفت: اگر فردی به نمایندگی از یک سهامدار وارد هیأتمدیره میشود، پس از عضویت در هیأتمدیره باید منافع کل شرکت را در نظر بگیرد، نه صرفاً منافع سهامداری که او را معرفی کرده است.
وی ادامه داد: اگر هر عضو هیأتمدیره صرفاً منافع گروه یا سهامدار خاص خود را دنبال کند، حداکثرسازی منافع کل شرکت و سهامداران محقق نخواهد شد؛ در حالی که هدف حکمرانی شرکتی باید افزایش عملکرد و ارزش کل شرکت باشد. سرهنگی با اشاره به نقش مالک در حکمرانی شرکتهای تابعه، سه رویکرد «مالک منفعل»، «مالک مداخلهگر» و «مالک حرفهای» را مورد توجه قرار داد و گفت: مالک منفعل صرفاً اعضای هیأتمدیره را معرفی و سپس منتظر نتیجه میماند و مالک مداخلهگر نیز وارد فعالیتهای روزمره شرکت میشود؛ در حالی که مالک حرفهای باید از ابتدا شایستگیهای مورد نیاز را مشخص، انتظارات خود را تنظیم و عملکرد نمایندگان خود را بر اساس شاخصهای مشخص پایش کند.
وی حکمرانی داده و استفاده از ابزارهای تحلیلی را در مدیریت شرکتهای تابعه ضروری دانست و افزود: توسعه سیستمهای هوش تجاری و تحلیل داده این امکان را فراهم کرده است که مالک و هلدینگ بتوانند از دادههای شرکتهای تابعه برای ارزیابی عملکرد و حتی پیشبینی روندهای آینده استفاده کنند.
سرهنگی در بخش پایانی سخنان خود، استفاده از هوش مصنوعی را یکی از ابزارهای جدید برای ارتقای حکمرانی شرکتی عنوان کرد و گفت: هوش مصنوعی میتواند در فرآیند انتخاب اعضای هیأتمدیره، شبیهسازی ترکیبهای مختلف هیأتمدیره، بررسی سوابق و شایستگیها و ارزیابی تناسب افراد با نیازهای شرکت بهعنوان یک دستیار مورد استفاده قرار گیرد. وی افزود: این فناوری همچنین میتواند پیش از برگزاری جلسات هیأتمدیره، اطلاعات و اسناد را تحلیل و پرسشهای احتمالی را استخراج کند و در جریان جلسه نیز به پیگیری مصوبات و تبدیل تصمیمها به شاخصهای قابل سنجش کمک کند.
سرهنگی در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد: هوش مصنوعی میتواند دستیار حکمرانی شرکتی باشد، اما مسئولیت و تصمیم نهایی همچنان بر عهده مدیران و اعضای هیأتمدیره است. هدف نهایی از اصلاح حکمرانی شرکتی نیز باید عبور از ساختارهای صرفاً شکلی و رسیدن به تصمیمگیری باکیفیت، عملکرد بهتر و در نهایت خلق ارزش برای ذینفعان باشد.
0 دیدگاه